از خماری تا خرمی
شنبه 2 بهمن 1395 ساعت 19:50 | نوشته ‌شده به دست مسافر مسعود | ( نظرات )

از خماری تا خرمی
خماری حالتی است که در اکثر مواقع پس از از بین رفتن اثرات مرفین و الکل و یا پایین آمدن سطح ترشح سیستم شبه افیونی انسان به فرد دست می‌دهد و ناشی از ناراحتی، درد، عدم تعادل، بی‌حوصلگی، بدخلقی، سردرد، اضطراب، نگرانی، تشویش، بی‌قراری، کج‌خلقی، بی‌خوابی، عدم تمرکز، افسردگی، گوشه‌گیری، تنهایی، تعریق، افزایش ضربان قلب، سوزن سوزن شدن اعضای بدن، گرفتگی و درد عضلات، تنگی نفس، استخوان‌درد، لرزش، رعشه، تهوع، ناامیدی، عدم میل به زندگی، تحلیل رفتن قوای جسمی، عدم هماهنگی و حمایت در صور پنهان و صور آشکار و کمبود سطح انرژی، پاره شدن هاله دفاعی انسان و مرگ زودرس یا پیش از موعد به همراه دارد که هر ثانیه آن برای هر فردی که دچار شود سال‌ها طول می‌کشد و شاید بتوان گفت دردی بالاتر از خماری برای انسان وجود ندارد.

تخریب‌های خماری از خود اعتیاد بیشتر و ویران‌کننده‌تر بوده و هست و مصرف‌کنندگان مواد مخدر دائماً از عوارض خماری رنج می‌برند چون مواد مخدر بیرونی سبب می‌شود تا مغز فرد مصرف‌کننده نتواند ماده شیمیایی لازم را برای انتقال پیام‌های عصبی از طریق نوروترانسمیترها و ناقل‌های عصبی که موجب می‌شود تا انسان احساس رضایت خاطر یا لذت کند تولید نماید بنابراین نشانه‌های خماری، تغییرات دردآوری را در جسم و روان به وجود می‌آورد که بدن فرد مصرف‌کننده زمانی به آن دچار می‌شود که بدن به مواد جایگزین شده بیرونی عادت کرده و به آن نرسد و از نرسیدن مواد به بدن شروع می‌شود و تا چندین روز و ماه و سال و یا تا آخر عمر ادامه پیدا می‌کند و گاهی کشنده هست و یا به‌نوعی به خماری آزاردهنده‌ای دچار می‌شود که از صد تا مرگ فرد را تهدید می‌کند و متوقف شدن ناگهانی مواد (سقوط آزاد) منجر به فلج قسمت و یا تمام بدن می‌شود.

خماری از اعتیاد بدتر و سخت‌تر است که امیدوارم کسی تجربه‌اش نکند چون خماری یعنی ناامیدی محض، خماری یعنی عدم میل به زندگی، خماری یعنی خشم، نفرت، احساس پوچی، خماری یعنی محو شدن، خماری یعنی تنهایی و انزوا، خماری یعنی له شدن، یعنی نگاه‌های سنگین، خماری یعنی شکاف عمیق و عدم هماهنگی بین صور پنهان و صور آشکار و همه این‌ها و هزاران هزار درد و رنج و جراحت‌های دیگر هرکدام میوه‌ها و محصول خماری اعتیاد هستند. حتی فریب‌کاری یا حقه‌بازی، پنهان‌کاری، گرفتار شدن در حوادث، منزوی شدن، علاقه به‌تنهایی و گوشه‌گیری، تلاش برای مخفی کردن رفتار خود از دیگران، کج‌خیالی، بی‌انضباطی، بی‌علاقگی به خانواده، تحصیل، کار و از همه مهم‌تر بی‌توجهی به حال و وضع خود از عوارض و تخریب‌های خماری است و به‌نوعی جهنم درونی محسوب می‌شود. به‌طورکلی اعتیاد یعنی خواب عمیق و محو شدن از گردونه حیات و هستی است.

اگر بدانیم از بیماری اعتیاد رنج می‌بریم و با دانستن و شناختن این علائم و عوارض، برای درمان و مقابله با آن و رسیدن به هدف کمک شایانی می‌کند چون دغدغه اصلی من مصرف‌کننده این بود که بتوانم تجربه نشئگی را که دربار اولی که مصرف کردم را مجدداً تکرار کنم و به همین دلیل زمان زیادی از عمر خود را صرف تهیه و مصرف مواد ‌کردم تا جایی که از مقادیر بیشتر حتی مصرف طولانی‌تر ازاین‌گونه مواد برای رسیدن به نشئگی روزهای اولیه را تجربه نمودم که همگی سرابی بیش نبود همچنین محرومیت از مواد مخدر (خماری) ناراحتی‌هایی را برای من به وجود‌آورد  و من را از تعادل خارج کرد و تلاش‌ها برای کاهش میزان، همگی بی‌فایده بود چون بارها و بارها عزم خود را جزم کردم ولی موفق نشدم و هر دفع به جراحت‌های بیشتر دچار شدم حتی زخم‌های قدیمی کهنه‌تر شدند و قدرت تصمیم‌گیری و کنترل استفاده از مواد را از دست ‌دادم و باآنکه از عواقب استفاده مواد مخدر آگاهی داشتم بازهم بیشتر وقت خود را صرف تهیه و مصرف آن می‌کردم و به علت عدم رضایت، از عوارض خماری رنج می‌بردم و در صورت نرسیدن مواد بدن من مصرف‌کننده به علت عادتی که به مواد بیرونی پیداکرده بود تغییرات روحی و جسمی دردآوری را متحمل می‌شد. خیلی خماری کشیدم، خیلی سرد و گرم شدم، خیلی درد کشیدم، خیلی رعشه و لرزش‌های دست‌وپا را تحمل کردم که شاید این آخرین بار باشد و از مواد و خماری‌هایش خلاص شوم. خیلی محرومیت و خیلی ناامیدی کشیدم. برای دیروزود شدن مصرف مواد خیلی تحقیر شدم، خیلی رنج بیجایی کشیدم و چقدر افسردگی، چقدر تنش، چقدر خشونت، چقدر شوک وارد بدنم کردم، چه واکنش‌های جسمی و روانی که ندیدم! چقدر کرختی و سستی و درد متحمل که نشدم چون خماری شبیه نوعی شکنجه روانی و جسمی است و گاها پرخطر با انواع تهدیدها و تخریب‌های شخصیتی و هویتی همراه است و پس از مدتی فروکش می‌کند و به علت جهل و نادانی و به علت عدم آگاهی و نبود علم و دانش مجدداً به مصرف بیشتر و دوز بالاتر و یا مواد قوی‌تر روی می‌آوردم چون انرژی مدت‌زمان نکشیدن به‌یک‌باره آزاد می‌شد تا بدن جبران مدت عدم نرسیدن به مواد را پر کند و این به‌هیچ‌وجه دست من مصرف‌کننده نبود و نیست و بدانیم خماری از خود مواد مخدر خطرناک‌تر و تخریبش بدتر و بیشتر است و تبدیل به یک بیماری روان‌تنی شدید می‌شود و تنها چیزی که به من کمک ‌(علم و دانش و صورت مسئله اعتیاد کنگره 60 )تا با خماری مقابله کنم پذیرفتن این موضوع که؛ بدنی که سالیان سال به مواد عادت کرده و با انواع و اقسام مواد و دارو و قرص این جسم و شهر وجودی خود را بمباران نمودم به‌یک‌باره و یک‌شبه و یک‌هفته‌ای و یک‌ماهه بازسازی و راه‌اندازی نمی‌شود بلکه راه‌اندازی و به تعادل رساندن سیستم تولیدکننده‌های مواد شبه افیونی بدن انسان، احتیاج به حداقل 11 ماه زمان لازم دارد تا این سیستم راه‌اندازی و بازسازی شود و تا دنیا دنیا هست این سیستم به‌خودی‌خود راه‌اندازی و بازسازی نخواهد شد.

تمام مصرف‌کننده‌ها و کسانی که در دنیایی تاریکی‌ها بودند و هستند بدانند خداوند به‌واسطه دانشمند و محققی بی‌نظیر این مشکل را تا ابد حل کرده که در این راه زندگی و عمر خود را وقف خلق خدا کرد و مصرف‌کننده‌های مواد مخدر و انسان‌های مرده‌ای مثل مرا دوباره احیا نمود و خداوند یک فرصت طلایی دوباره به من داد تا ویرانی‌های دوران اعتیاد را جبران کنم و متد dst من را از قبل از این‌که مصرف‌کننده بشوم بهتر ساخت که منبعد از هیچ روزنه‌ای آ‌سیب نبینم و تمام آن زخم‌ها و جراحت‌ها را ترمیم ساخت حتی زخم‌های کهنه و قدیمی را التیام داد که دیگر بعدازاین انسانی شاد و بانشاط باشم، دیگر افکارم مثبت و سازنده باشد و تبدیل به انسانی امیدوار و خسته ناپذیر شوم و معنی زندگی و خانواده را تازه متوجه شدم. معنی عشق و محبت؛ گذشت و بخشش، معنی معرفت و خدمت به خلق را اینجا حس کردم. کنگره سبب شد درک درستی از زندگی، همسر، پدر و مادر، فرزندان، همسایه، همکار و جامعه داشته باشم و از همه این‌ها لذت ببرم و از همه مهم‌تر خودم را بهتر بشناسم و هر چه خودم را بهتر و بیشتر شناختم، تعادل و آرامش را لمس کردم و از لطف و محبتی که خداوند به من داشت شاد و خرم هستم. چون باران رحمت بی‌کران الهی به من مصرف‌کننده رسید و نعمت بی‌دریغش را به من ارزانی داشت و نه‌تنها بر خطاها و ضد ارزش‌ها و جهل و نادانی من پرده کشید بلکه آبرو و اعتبار به من داد و یافتن حقیقت، آرامش، درک و دانایی، آگاهی، عشق و محبت را از من دریغ نکرد.

خداوند من را به‌مانند دیگر اعضا به این ضیافت الهی و به این مکان مقدس و امن دعوت کرد و در بین بهترین بندگان، بزرگان، اندیشمندان، پزشکان، محققین، دانش‌پژوهان و اساتید قرارداد و حاجت من را که رهایی از بندهای تاریکی و اعتیاد بود برآورده کرد و به آینده امیدوار؛ و دانستم رهایی هدیه‌ای است از جانب خداوند و اساتید گران‌قدر و بزرگوار جناب آقای مهندس که توسط تئوریسین و معمار بزرگ کنگره 60 جناب آقای مهندس دژاکام به من داده‌شده که من را مثل دیگران مست و خرم کرده و این حاصل زحمات شبانه‌روزی و سال‌ها خون‌دل خوردن‌های بی‌شمار این بزرگ‌مرد است که هرروز از مدت رهایی می‌گذرد مانند "در" گران‌بها قدمت و ارزشش بیشتر و والاتر می‌شود و این مانند بوی گلی است که آدمی را چنان مست می‌کند که انسان ازخودبی‌خود می‌شود وگرنه این عمر می‌گذرد و کنگره به راهش ادامه می‌دهد و عمر من و شما به آخر می‌رسد اما همچنان اندر خم کوچه‌ایم و انتهای صف مانده‌ایم تا آیا اجازه و فرمانش را دهند که نوبت من و شما بشود یا نه؛ بنابراین باید قدر و منزلت این عنایت را که به من شده را بدانم که تنها راهش رعایت قوانین الهی است

خداوند تمام عیب‌های من را پوشاند و در کنار گل‌ها مدتی عطرآگین شدم و کمال هم‌نشین در من اثر کرد وگرنه من همان مصرف‌کننده خاکستر شده‌ای هستم که سایه خدا، جناب آقای مهندس همچنین علم، دانش، نور، انرژی، عشق و محبت کنگره و بهترین بندگانش من را از بدبختی به دولت رساند. کنگره من را از فرسایش و کهنگی به فردی بانشاط و سرزنده تبدیل ساخت. کنگره به من مصرف‌کننده فرصت داد تا به خودم و افکار و اندیشه‌ام رسیدگی کنم و با خوش‌روی تمام به من طراوت داد تا امروز به خودم ببالم. کنگره من را از پژمردگی و کهنگی به شادمانی رساند. کنگره من را از خامی به پختگی و از فساد و فرسایش به سر سبزی و سازندگی تبدیل کرد. کنگره تفکرات و اندیشه منفی من را به تفکر مثبت و سازنده تبدیل ساخت و از همه مهم‌تر من را از اعماق تاریکی‌ها به روشنایی‌ها هدایت کرد تا به عرش برسم. کنگره من را از آن حالت پژمرده و غمناکی و از آن دل‌مردگی و غمگینی، از آن عجز و ناتوانی از آن پریشانی و از آن بیماری مهلک نجات داد و احیا کرد و از آن تنش‌ها دور کرد. کنگره باعث شد از آن خشکیدگی به خوشحالی برسم و از همه مهم‌تر کنگره 60 سبب شد به زندگی، خانواده، جامعه برگردم و عمر دوباره به من داده و نور کنگره سبب شد درنهایت تاریکی خودم را پیدا کنم تا بتوانم خویشتن خویش را بیابم بیش از آن‌که عذاب شدیدتری به سراغ من آید. و نقطه آغازین تربیت ساز و تحولات اثرگذار یا همان انقلاب درونی از زمانی در من ایجاد ‌شد که ارزش‌ها و خوبی‌ها را نسبت به ضد ارزش‌ها و زشتی‌ها مقدم دانستم تا گذشته را جبران کنم و این اجازه جبران از فضل و کرم قدرت مطلق است نه از استحقاق من آلوده؛ که همه‌ی اینها را مدعویون آموزش‌ها و علم و دانش کنگره 60 می‌دانم و نکته خیلی مهم این است که بدانم نباید دوباره زشتی‌ها را خلق کنم بلکه باید اثرهای خوبی از خود بجا بگذارم و با انجام عمل سالم، بازپرداخت بدهی خود را (جبران خسارت) به خداوند، کائنات، طبیعت، خلق خدا، خانواده، جامعه و کنگره همچنین به خودم چه مادی و چه معنوی به انجام برسانم

مسافر مسعود مصطفی

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مقاله،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات