وادی پنجم و تاثیر آن روی من
پنجشنبه 16 دی 1395 ساعت 12:32 | نوشته ‌شده به دست مسافر مسعود | ( نظرات )

وادی پنجم و تأثیر آن روی من

در جهان ما تفکر؛ قدرت مطلق حل نیست، بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل می‌نماید

در وادی پنجم درس‌های که از چهار وادی گذشته آموزش‌دیده‌ایم، با تفکرات صحیح و سالم می‌خواهیم به آموخته‌هایمان عمل کنیم و وارد مرحله عمل شدن، بسیار سخت و پیچیده و گاها مشکل است زیرابه لفظ و سخن می‌توان جملات زیبایی بیان کرد ولی عملیاتی کردن آموزش‌ها و حرکت برای تغییر، همچنین کاربردی کردن آن‌ها نیاز به آگاهی، شناخت و معرفت دارد که همانا تفکر، آموزش و تجربه را می‌طلبد و این زبان مشترک اعضای کنگره پس از ورودشان است که با آن خو می‌گیرند و درونشان با آن عجین می‌شود و خلق‌وخوی کنگره‌ای پیدا می‌کنند.

مواد مخدر یکی از بندهای اهریمنی و دنیای تاریکی‌ها بوده که پس از رهایی و درمان، حالا نوبت به صدها و شاید هزاران بند دیگر یا صفات ضد ارزشی دیگر است که در وجود من ریشه دوانیده و در پی درمان و اصلاح آن‌ها می‌خواهم قدم بردارم زیرا ضد ارزش‌ها و ناخالصی‌های درون موانعی برای عقل محسوب می‌شوند و به دلیل جهل و نادانی نسبت به درک حقایق عاجز خواهم بود؛ بنابراین باید یک شخصیت دیگری متولد شود و تبدیل به انسان دیگری شوم و این تفکرات، مستلزم دوری از ضد ارزش‌ها و خودداری از اعمال زشت و ناپسند است زیرا نفس اماره در خلق کردن زشتی‌ها فوق‌العاده قوی است و دلیل آن‌هم ساختارهای منفی است که طی سال‌ها مصرف مواد مخدر در صور پنهان من به وجود آمده است و هر چه از زمان آن گذشته و قدیمی‌تر شده باشد، ساختار قوی‌تر به وجود آمده و مقابله با آن سخت‌تر می‌شود و اگر می‌خواهم این ساختار را بیشتر بشناسم و بهتر مشاهده کنم، در جمع عمل کردن به قوانین الهی معلوم می‌شود که چقدر این ساختار منفی درون من نیرومند است و تازه آنجا رفتار و حس‌های منفی اجازه خلق کردن خوبی‌ها را نمی‌دهد و نمی‌گذارد از میدان مغناطیسی و جاذبه نیروهای منفی خارج شوم بنابراین من احتیاج به یک نیروی تازه و سازنده نیاز دارم و آن چیزی نیست جز آموزش، خدمت به خلق، دوری از ضد ارزش‌ها، خودداری از خواسته‌های نامعقول، صبر، میانه‌روی، دانایی، آگاهی، توکل، رضا و تسلیم من را به تکامل می‌رساند و من را کامل‌تر می‌کند

کسانی که از ضد ارزش‌ها دوری و به سمت ارزش‌ها حرکت می‌کنند و کارهای نیک‌انجام می‌دهند گرامی‌ترین افراد هستند و عالم هستی و سیستم کائنات از زمین و آسمان، درهای برکات را برای آنان می‌گشاید و کارشان را آسان می‌سازد و پاداشی بس بزرگ نزد دارند و از جایی که گمان نمی‌برند به تمام خوبی‌ها می‌رسند و قطعاً سعادتمندند زیرا آنچه را که خداوند به آن امر و الزام نموده انجام می‌دهند و از ارتکاب آنچه تحریم کرده، خودداری می‌نمایند. چون در مقابل قدرت مطلق، عالم هستی، مخلوقات خداوند و بندگان خدا احساس مسئولیت می‌کند؛ بنابراین منشأ دوری از ضد ارزش‌ها ایمان به خدا و میل به تکامل است و انسان‌های که به‌طور مستمر در صراط مستقیم قرار دارند، کسانی هستند خوشبخت و همیشه در حال چشیدن مزه حال خوش هستند.

انسان‌های که مدام نقض فرمان می‌کنند باید منتظر عقوبت آن باشند. من نباید زیاده‌طلب باشم و باید به آنچه موردنیازم است اکتفا کنم و به‌اندازه نیاز بسنده کنم و فرد صرفه‌جویی باشم تا روحیه بی‌نیازی در من زنده شود و قطعاً در ادامه حرص و طمع نخواهم داشت و این صفت با تکرار و تمرین به‌صورت تدریجی در وجود من ملکه خواهد شد و باعث نگه‌داشتن نفس از زیاده‌خواهی می‌شود و قناعت به‌نوعی رضایت به کم و سبب میانه‌روی انسان است و کمک می‌کند تا تعادل برسم. افراد قناعت گر زندگی برایشان آسان و سبک است و از دیگران بی‌نیازند. برای این کار احتیاج به صبر، پایداری و استقامت هست زیرا اگر در موضوعی در محدودیت قرار ‌گرفتم این به دلیل بذرهای است که درگذشته کاشته‌ام و حالا دارم درو می‌کنم و چنانچه در حال حاضر بذرهای خوبی بنشانم و در مسیر ارزش‌ها حرکت کنم و از ضد ارزش‌ها دوری‌کنم به آرامش می‌رسم و در این مرحله باید صبوری کرد.

صبر انسان را به حفظ نفس از اضطراب و خودداری از اعتراض و گلایه دعوت می‌کند زیرا محل زندگی ما به نحوی آفریده‌شده که با آفات، کمبودها، موانع و مصیبت‌های فراوانی همراه است و همیشه آفات و مصائب در کمین نعمت‌هاست که گاهی موجب از دست دادن آن‌ها می‌شویم و از سویی دیگر انسان در معرض حملات شدید نفسانی است که همه این موارد بستری است برای آموزش دیدن و رفع نواقص درونی؛ بنابراین تنها کسانی از میان موانع و مشکلات، سلامت به مقصد می‌رسند که با صبر، به قضای الهی راضی شده و تمایلات نفسانی را کنترل نموده و تسلیم امر خدا باشند؛ زیرا صبر اوج احترام به خداست و هر آنچه اذن و فرمانش صادر شود اتفاق خواهد افتاد و خصیصه ایست برای فرزندان کنگره که با آموزش‌ها حاصل می‌شود تا در شرایط دشوار آرامش خود را همیشه و در همه حال حفظ می‌کنند و این اتفاق بدون آموزش و خدمت به خلق و رحمت خدا ممکن نیست.

رحمت خداوند عامل اساسی و مهمی است برای خودسازی، زیرا اگر رحمت الهی نبود هرگز احدی از ما به رهایی و درمان نمی‌رسیدیم و خداوند اگر بخواهد ظرف ما را از خیر و سعادت در عالم آن‌قدر پر می‌کند تا لبریز شود و همه‌چیز و هر اتفاقی منوط به مشیت اوست و مشیت‌های او تنها درباره کسانی اتفاق می‌افتد که خواست قوی در وجودشان باشد و تا تلاش و کوشش و پشتکار از ناحیه بندگان نباشد، این لطف و محبت خداوند به آنان تعلق نمی‌گیرد. به تعبیر دیگر اگر این اسباب الهی (قوانین الهی، قوانین زندگی، حیات پس از مرگ و کتب آسمانی) نبود، احدی قادر به چشم‌پوشی از خواسته‌های نامعقول و حرکت در مسیر خودسازی نبود. پس خداوند قدرت و سببیت را به همه داده و اگر موجودات ازنظر نقض وجود و کمال، اختلاف دارند مربوط به خود آن‌هاست نه به بخشنده هستی و این اختلاف ناشی از اختلاف مراتب ایمان است و بدون فرمان و رحمت خدا پیمودن راه تزکیه و خودسازی کاری دشوار و غیرممکن است؛ و کسانی که دنبال صراط مستقیم، خودسازی و خداوند هستند باید پیوسته چشم خود را به لطف و قدرت الهی بدوزند.

        گر هزاران دام باشد هر قدم                                               چون تو با مایی نباشد هیچ غم    

خداوند مجموعه قوانین را برای پیشرفت انسان و همین‌طور سعادت و خوشبختی ما فرستاده که بایدها و نبایدها را تشکیل می‌دهد و انسان کامل کسی است که کلیه قوانین الهی را رعایت کند. راضی و خشنود بودن در برابر مشیت و قضای الهی ولو اینکه برخلاف میل انسان باشد یکی از مهم‌ترین عواملی است که خشنودی خدا را در پی دارد و نعمتی از این بالاتر نیست که خالق انسان از او راضی و خشنود باشد. نباید نسبت به مقدرات الهی اعتراض کرد و به‌گونه‌ای نباید باشد که بنده، مقامی بیشتر ازآنچه خدا آن را قرار داده طلب کند که این خود بالاترین درجه تکامل است و آخرین مرحله رضا به قضای الهی، اینکه نفس انسان در هر حالتی و یا در برخوردی با هر چیزی که حتی مخالف میل و یا به ضرر مالی و جایگاهش اتفاق بیفتد آن را بپذیرد و از خود دور نکند. انسان راضی به رضای خداوند در هر شرایط بزرگ‌ترین سعادتی است که نصیبش شده و هیچ نعمتی والاتر از آن برایش وجود ندارد؛ زیرا رضای خدا را برتر می‌دانند و پیروزی بزرگ همین است.

حضرت مولانا می‌گوید: اگر انسان تسلیم محض حق باشد جریان عالم نیز با خواست خداوند، بر وفق مراد وی خواهد بود زیرا همه هستی تحت فرمان حق عمل می‌کنند. کسی که از آن خدا و برای خدا باشد، خداوند نیز برای او خواهد بود. وقتی خدا همیشه با ما حاضر است، دل ما پر از شادی و گلشن‌های معنوی است و پیری و پژمردگی در وجود ما راه پیدا نمی‌کند و دائماً جوان و با طراوت هستیم. مولانا معتقد است با تسلیم و رضای حق بر قلب انسان تجلی می‌کند پس چه تربیتی والاتر از این و چه زندگی شیرین‌تر از اینکه در برابر امر خدا تعظیم و به‌نوعی فرمان‌بردار خداوند باشیم

چنانچه بر آن‌که خدا می‌خواهد تسلیم نگردیم، در آنچه می‌خواهیم همیشه در رنج هستیم. پس جز آنچه خدا می‌خواهد نمی‌شود و تسلیم محض شدن سبب می‌شود به طرق دیگر به کشف حقیقت نائل شویم.

مسافر مسعود مصطفی

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مقاله،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات